تبليغاتX
غریق


غریق

نگذاشتند بمانم آنکه می خواستم...

همه چی ظاهرا مثل قبل جریان داره ولی........

تنها وقتی که آروم باشی می تونی درونت رو ببینی ...

نوشتن بخشی از وجودمه زمانی که نمی خوام تنهاییمو با خودم قسمت کنم!

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 10:23 توسط ستاره| |

 

 

دارم از دوریت می میرم..کاشکی اینقدر خوب نبودی که می تونستم لااقل نفرینت کنم..

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 0:35 توسط ستاره| |

 

 

 

 

خدا

نوشته شده در پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 0:0 توسط ستاره| |

 

 

امسال واسم نذاشتي پيام....

نوشته شده در سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 0:56 توسط ستاره| |

شب ها

پرده ی اتاقم تکان میخورد

یک لحظه کج خندی گوشه لبهایم مینشیند

شب ها

هزارها پرده

تکان تکان میخورد...

نوشته شده در پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 12:27 توسط ستاره| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ